یک تلنگر جدی
روایتی از زورآزمایی با کرونا در استان فارس/ بیم و امید روزهای مبارزه با بیماری سرکش

روایتی از زورآزمایی با کرونا در استان فارس/ بیم و امید روزهای مبارزه با بیماری سرکش

به گزارش جنوب نیوز، شهر راز شاید در طول تاریخ چنین بهار کم‌رمق و خلوتی را تجربه نکرده باشد اما این روزها کسی منتظر مشاهده زیبایی‌های شیراز نیست.
عطر بهارنارنج های شیراز دیگر مشتری ندارد، شمشادهایش در خلوتشان طنازی می‌کنند و گل‌های اطلسی‌‌اش هم انگار کرونا گرفته باشند در تنهایی، خود را قرنطینه کرده‌اند.
می‌خواهم میزبان حضوری و تلفنی بیماران کرونایی بهبودیافته یا خانواده آنها باشم تا روایتشان از لحظات مبارزه با ویروسی که این روزها همه جهان را درگیر خود کرده، منعکس کنم.
مشاهده وضعیت بیماران مبتلا به کرونا و خانواده و نزدیکان آنها در هر سطحی از ناتوانی جسمی و عوارض بیماری که باشند، به واقع تلنگر برای افرادی است که هنوز عمق فاجعه را درک نکرده‌اند.
بهار شده اما انگار اسفند هنوز قصد خداحافظی ندارد. کسی دیگر حال و هوای بهار ندارد، در شیراز هم هوا ترنم بهاری دارد اما اندک سرمایی نه چندان گزنده همچنان خودنمایی می‌کند تا نشان دهد که زمستان کرونایی همچنان باقی خواهد بود.
از سمتی که ایستاده‌ام به انتظار، یک ردیف شمشاد هم‌طراز و تازه هرس شده، چشم‌نوازی می‌کند و در نگاه کادر درمان بیمارستان علی اصغر شیراز، امید موج می زند؛ امید به همراهی و همدلی همه ایرانیان با این کلیدواژه که ما کرونا را شکست می‌دهیم.
 چشم می‌گردانم و قدری دیگر صبر می‌کنم. در محوطه خارجی بیمارستان تعدادی پرستار با گامهایی سریع و هماهنگ به سمت اورژانس حرکت می‌کنند، یک آمبولانس وارد محوطه می‌شود و کادر درمان به سرعت بیمار بدحال را با برانکارد به بخش اتفاقات انتقال می‌دهند.
 چند دقیقه بعد مردی میانسال و میانه قامت از ساختمان اصلی بیمارستان خارج می‌شود و به سمت من می‌آید. ماسک به چهره دارد و به محض خروج از ساختمان، ماسک را درمی‌آورد.
می‌گوید: چند روز است مدام با ماسک و دستکش در رفت و آمد هستم، دیگر با اینها احساس خفگی می‌کنم. اندکی به فکر فرو می‌رود و دوباره ماسک را به چهره می‌زند.
در قسمت همراهان بیمار، آلاچیقی است که برای ثبت مصاحبه جای مناسبی به نظر می‌رسد.
از وضعیت پدرش می‌پرسم.
-  حال عمومی مساعدی ندارد.
-  چند سال سن دارند و آیا بیماری خاصی دارند؟
-  85 سال و به خاطر کهولت سن نگرانش هستیم و از آنجا که شرایط ملاقات وجود ندارد بیشتر دلواپس می‌شویم.
-  از ابتدا بگویید و موقع مراجعه به بیمارستان علائم ایشان چگونه بود و بعد چه تغییری در وضعیتشان ایجاد شد؟
او می‌گوید و می‌نویسم. می‌گوید و ضبط می‌کنم. دستانش آشکارا می‌لرزد و دلواپسی عمیقی پشت نگاهش پنهان است. انگار چیزی درونش شکسته باشد و مثل منتظران، متحیر است و مترصد فرصتی که معلوم نیست کی به دست می‌آید: فرصتی برای بهبودی پدر و دوباره یافتن او.

دلواپسی‌های دردمندان مبتلا به کرونا

پدرش مبتلا به بیماری کرونا است و از بوانات برای مداوا به شیراز مراجعه کرده‌اند. از سوابق بیماری پدرش به عارضه قلبی اشاره می‌کند که 4 سال قبل تحت مداوا قرار گرفته است.
همراه بیمار می‌گوید: هفته گذشته پدرم برای مشکل پروستات به مدت دو روز در بیمارستان شهید فقیهی شیراز بستری بود اما با توجه به علائم دیگری که داشت پزشکان مشکوک به کرونا بودند و او را به بیمارستان حضرت علی‌اصغر ارجاع دادند که آنجا متوجه شدیم پاسخ تست کرونا منفی است.

او علائم کرونا را شبیه آنفولانزا ذکر می‌کند و اضافه می‌کند: تفاوت اصلی کرونا با آنفولانزا، تنگی نفس است و بی‌حالی و ضعف عمومی بیشتر از آنفولانزا بیمار را درگیر می‌کند

وی ادامه می‌دهد: پس از آن او را به بیمارستان شهید فقیهی منتقل کردند و سه روز دیگر آنجا بستری بود تا اینکه علائمی نظیر سرفه، تب و گلودرد پدرم تشدید شد که پس از تست مشخص شد او به کرونا مبتلا است البته احتمال می‌دهیم با بستری در بیمارستان حضرت علی‌اصغر این اتفاق رخ داده چون پاسخ تست اول منفی بود.
او علائم کرونا را شبیه آنفولانزا ذکر می‌کند و اضافه می‌کند: تفاوت اصلی کرونا با آنفولانزا، تنگی نفس است و بی‌حالی و ضعف عمومی بیشتر از آنفولانزا بیمار را درگیر می‌کند.
از نگرش بیمار و خانواده‌اش نسبت به کرونا می‌پرسم و اینکه قبل و بعد از بیماری نگرش آنها چه تغییری کرده است. می‌گوید: دید عمومی من و پدرم تغییر خاصی نکرده و از پیش از ابتلا، متوجه خطرات احتمالی این بیماری بودیم اما شناخت دقیق‌تر و مطالعه مطالب موثق می‌تواند تاثیر مناسبی در افزایش آگاهی مردم نسبت به این بیماری ناشناخته داشته باشد.

دعای خانواده و تقویت روحیه مرا به بهبودی نزدیک کرد

از لیستی که مقابلم است یکی از بیماران را انتخاب می‌کنم و تماس می‌گیرم.
صدایش گرم است صمیمیتی نو در آن نهفته برعکس دو سه تن از از بیماران که اعتماد نکرده و مصاحبه نکردند یا حتی بیماری خود را انکار نمودند، این بانوی شیرازی بی هیچ تکلفی از وضعیت جسمی خود قبل و در حین بیماری صحبت می‌کند. بانویی ۳۸ ساله و شاغل است و اولین نشانه بیماری کرونا را تنگی نفس ذکر می‌کند.
می‌گوید: تنگی نفس باعث شد در انجام کارهای عادی و روزمره ناتوان شوم. روز بعد هم تک‌سرفه‌های خشک به سراغم آمد و روز سوم تب کردم که همین علائم موجب شد برای پیگیری بیماری خود به پزشک مراجعه کنم.
وی ادامه می‌دهد: ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کردم که علائم بیماری من را یک سرماخوردگی ساده عنوان کرد و حساسیت من برای پیگیری‌های بیشتر را وسواس دانست! داروهای این آقای دکتر را دو روز مصرف کردم اما علائم بیماری وخیم‌تر بروز می‌کرد که همین مساله باعث شد به پزشک متخصص داخلی مراجعه کنم.
این بانوی جوان بیان می‌کند: به تشخیص پزشک متخصص برایم سی تی اسکن ریه انجام شد

بهای اول بستری دچار نفس تنگی شدید می‌شدم و فقط به کمک دستگاه اکسیژن امکان تنفس برایم وجود داشت اما با گذشت چند روز روند تنفسم رو به بهبودی رفت هرچند سرفه‌هایم همچنان ادامه داشت، روز چهارم بستری مجدد سی تی اسکن از ریه‌ام انجام شد و پزشکان با مقایسه آن با سی تی اسکنی که پیش از بستری در بیمارستان انجام داده بودم

و نتیجه سی تی اسکن نشان داد که سه چهارم ریه من درگیر عفونت شده است. دکتر با دیدن جواب سی تی اسکن نامه ای برای بستری شدنم در بیمارستان علی اصغر شیراز نوشت و بر اساس این نامه و شواهد بیماری در بیمارستان بستری شدم.
وی اظهار می‌کند: روز دوم بستری، تست کرونا انجام و بعد از ۲۴ ساعت جواب تست آماده شد، کادر بیمارستان گفتند تست کرونا منفی بوده و از بیمارستان مرخص شدم اما بعد از گذشت دو روز تماسی داشتم مبنی بر اینکه تست دوم کرونا مثبت بوده و برای ادامه روند درمان باید مجدد به بیمارستان علی‌اصغر مراجعه کنم که این بار به مدت ۵ روز در بیمارستان بستری شدم و با تلاش کادر درمانی بیمارستان داروهای تزریقی از طریق سرم و داروهای خوراکی مورد نیاز را دریافت کردم.
 صدایش کمی می‌لرزد و اندکی دچار هیجان می‌شود. می‌گویم: اگر با بازگویی شرح بیماری

ناراحت می‌شوید، ادامه ندهیم؟ اندکی مکث کرده و بغضش را فرومی‌خورد.

می‌گوید: شبهای اول بستری دچار نفس تنگی شدید می‌شدم و فقط به کمک دستگاه اکسیژن امکان تنفس برایم وجود داشت اما با گذشت چند روز روند تنفسم رو به بهبودی رفت هرچند سرفه‌هایم همچنان ادامه داشت، روز چهارم بستری مجدد سی تی اسکن از ریه‌ام انجام شد و پزشکان با مقایسه آن با سی تی اسکنی که پیش از بستری در بیمارستان انجام داده بودم، گفتند خوشبختانه میزان عفونت ریه کمتر شده است.
این بانوی شیرازی خاطرنشان می‌کند: نظر پزشک معالجم این بود که پس از ۵ روز بستری و دریافت دوره کامل داروها، می‎توانم از بیمارستان مرخص شوم اما حتما باید ۱۴ روز در منزل شرایط قرنطینه خانگی را رعایت کنم که اکنون در روز چهارم قرنطینه به سر می‌برم و با رعایت نکات بهداشت فردی و مصرف زیاد مایعات سعی در کاهش عوارض بیماری از جمله سرفه و ضعف جسمی دارم.
وی چالش اصلی را احتمال سرایت کرونا به اطرافیان می‌داند و بیان می‌کند: آنچه در مدت ابتلا به کرونا، بیشترین نگرانی را برایم ایجاد کرده بود این بود که مبادا ناخواسته و نادانسته این بیماری خطرناک را به خانواده، دوستان و یا همکاران خود منتقل کرده باشم! با دیدن خدمات کادر درمانی بیمارستان که در آن شرایط سخت با پوشیدن لباسهای مخصوص برای نجات جان بیماران تلاش می‌کردند، از خدا می‌خواستم که همه آنها و عزیزانشان را از این بیماری حفظ کند.
به طور حتم آنچه کمک کرد بتوانم دوران سخت بیماری را پشت سر بگذارم دعای پدر، مادر، خانواده و دوستان همچنین تلاش برای تقویت روحیه جهت مقابله با این ویروس سمج بود.

ریسک مصاحبه حضوری با بیمار مبتلا به کرونا ؟

با بیمار بعدی تماس می‌گیرم، حاضر به مصاحبه است اما می‌گوید با کارت خبرنگاری حضوری برای مصاحبه بیایید. تصویر کارت را برایش ارسال می‌کنم اما از آنجا که در شهر محل سکونت وی حضور ندارم، امکان مصاحبه حضوری نیست. تنها موردی که راجع به روند درمانش ذکر می‌کند دو بار تست کرونا است. می‌گوید: بار اول که به بیمارستان مراجعه کردم، پاسخ تستم مثبت شد، یک شب را در بیمارستان بستری بودم و فردا صبح مجدد تست گرفتند که این بار پاسخ منفی بود و مرخص شدم.
سرفه‌های شدید او را از ادامه مکالمه ناتوان می‌کند و باز هم یادآور می‌شود که در صورت مصاحبه حضوری شرح کامل خود را ارائه می‌دهد.
 پس از قطع مکالمه با خود می‌اندیشم اگر همشهری بود و مسافت کوتاهی فاصله داشت، با توجه به اینکه بیماران مبتلا به کرونا پس از ترخیص از بیمارستان مدتی در قرنطینه خانگی به سر می‌برند و بهبودی کامل حاصل نشده است، حاضر بودی ریسک کنی و برای مصاحبه حضوری بروی!؟

پس از مراجعه به بیمارستان، کرونا را جدی گرفتم

بیمار بعد، بانویی 49 ساله است که مشکوک به کرونا بوده و مدت کوتاهی در بیمارستان بستری شده اما پاسخ تست او منفی بوده است.
در نخستین تماس اعتماد نمی‌کند اما ساعاتی بعد پیامی به این شرح ارسال می‌کند: ببخشید ولی به من حق بدید که کمی نگران باشم از بابت مصاحبه چرا که تصور کردم از این کانالهای ماهواره‌ای هستید و قصد دارید از وضعیت کشور عزیزمان، خبر دروغ و سیاه‌نمایی برای بیرون پخش کنید اما با پیگیری مختصری، متوجه شدم که اشتباه کردم.
وی طی مکالمه‌ای تلفنی به شرح حال وضعیت جسمی خود می‌پردازد: سرفه‌های پی در پی و مکرر کلافه‌ام کرده بود و مدام شدیدتر میشد در کنار آن تنگی نفس هم داشتم تا اینکه چند روز پیش  که دوباره دچار تنگی نفس شده بودم و سرفه‌های گاه و بی‌گاه آزارم می‌داد به پزشک متخصص بیماریهای عفونی مراجعه کردم.
این بانوی شیرازی می‌گوید: اوایل چندان مشکل جسمی‌ام را جدی نمی‌گرفتم حتی به اخبار مربوط به کرونا توجه چندانی نداشتم اما با حضور در بیمارستان و مشاهده تلاش و جدیت پزشکان و پرستاران متوجه شدم که این بیماری بیش از آنچه تصور می‌کردم جدی است بنابراین مراقبتها را برای خود و فرزندانم شروع کردم.
وی اضافه می‌کند: در نخستین مراجعه پاسخ تست کرونا منفی و پزشک معالج مشکوک به آسم بود اما با گذشت چند روز و شدت علائم، مجدد به مرکز درمانی مراجعه کردم و تشخیص پزشک از روی علائم ظاهری، بیماری کرونا بود به همین دلیل من را به بیمارستان شهید فقیهی ارجاع دادند.
این بانو خاطرنشان می‌کند: در مراجعه بعدی مراحل تشخیص تکرار شد به اضافه سی‌تی‌اسکن که باز هم جواب همه منفی بود و پزشکان اعلام کردند مبتلا به کرونا نیستم در نهایت پس از یک روز بستری، با رضایت خودم ترخیص شدم.  
بیماری کرونا به دلیل ماهیت ناشناس، از روزهای نخست شیوع، میان عده‌ای از مردم استرس و دلهره ایجاد کرد. از سوی دیگر عده‌ای با تفاوتی یا تمسخر سعی در عادی جلوه دادن شرایط داشتند تا اینکه طی یک هفته اخیر نگرش عمومی تا حد زیادی تغییر کرد و سرعت انتشار بالا به عینه مشاهده شد.
این مسئله زنگ خطر برای افرادی است که هنوز با وجود ابتلای تعداد زیادی از هموطنان به کرونا، هشدارهای موجود مبنی بر قرنطینه خانگی را جدی نگرفته و تردد غیرضروری حتی مسافرت را حذف نکرده‌اند.
 مشاهده وضعیت بیماران مبتلا به کرونا و خانواده و نزدیکان آنها در هر سطحی از ناتوانی جسمی و عوارض بیماری که باشند، به واقع تلنگر برای افرادی است که هنوز عمق فاجعه را درک نکرده‌اند.
و افسوس که "گاهی چه زود، دیر می‌شود"