دکتر مهرداد جشنی پور
نگاهی به نقاط مثبت و منفی استاندار بوشهر
جنوب نیوز:«عبدالکریم گراوند» متولد کوهدشت لرستان در حالی به عنوان معاون فرهنگی بنیاد شهید یکی از شهرستان های غرب کشور در اوائل دهه شصت فعالیت اداری خود را آغاز کرد که پس از تجربه های لازم در بخشداری های آبدانان استان ایلام و حاجی آباد استان هرمزگان، فرمانداری ایوان غرب و دهلران استان ایلام، معاونت مدیرکل اجتماعی و سیاسی انتظامی ایلام و معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور، در سوم اذرماه سال 1395 راهی بوشهر شد تا به پیشنهاد سالاری استاندار وقت بوشهر و با حکم وزیر کشور به عنوان معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری بوشهر منصوب شود هر جند وی از سال 92 تا 93 به گفته خودش خانه نشین بوده است.

تعجیل در اظهار نظر در خصوص 95 درصدی بودن مدیران دولت احمدی نزاد در بدنه دولت یازدهم در اولین نشست رسمی گراوند به عنوان معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر با اعضای حزب اعتماد ملی شعبه استان بوشهر در 14 دی ماه سال 95 همراه با اعلام ماموریتش در وزارت کشور برای ورود به حریم اطلاعات مدیران اجرایی دستگاه های دولت برای تشخیص اصلاح طلب ، اعتدالی یا بی طرفی اگر چه خوش آیند نبود اما نشان داد که حاضر نیست ذهنیت هایش را قورت دهد.

اگر 16 آذر به عنوان روز دانشجو نقطه عطفی در تاریخ ایران است اما این روز در زندگی اداری گراوند نیز حائز اهمیت است چرا که در این روز با تصویب هیات دولت ، گراوند جایگزین سالاری در استانداری بوشهر شد.

نکته اساسی کارکرد گراوند طی تقریبا 22 گذشته است که تحلیل در خصوص عملکرد وی در کسوت بیست و یکمین استاندار بوشهر نباید به شکل کاملا سیاه یا سفید مورد بررسی قرار دهد.

به کرات در حوزه تحلیل گفتمانی، نگاشته ام که گراوند دارای نقاط مثبت و البته منفی هم بوده است . از نقاط مثبت شخصیتی وی نقدپذیری است. صراحت کلام دارد و به قول امروزی ها اهل پیجاندن نیست. با تمرین و ممارست یاد گرفته که نباید گناه کم کاری دولت مستقر را به گردن دولت های پیشین بیاندازد و در حالی که هنوز و بعد از شش سال خیلی از مدیران در همین استان بوشهر ، کم کاری خود را به گردن پیشینیان می اندازند اما در کلام گراوند کمتر این گونه مشاهده می شود .

ساده زیست است و دلسوز برای توسعه استان بوشهر در کنار سلامت مالی و پاکدستی. همان طور که تجربه فراوانی را در یکی از محروم ترین استان های کشور ( ایلام ) در کارنامه کاری دارد دلش می سوزد که جرا بر خلاف استان ایلام که فاقد منابع وسیع انرژی و ثروت است ،این قدر استان بوشهر خوابیده بر دنیایی ثروت اما این میزان توسعه نیافته است و در حساب مرکز نشینان صرفا به عنوان یک عابر بانک مطرح می شود و اصلا به هیج دیده نمی شود.

به شدت پیگیر رفع مشکلات استان در حوزه های مختلف است و برای این بخش نیز وقت مناسب می گذارد. در فرایند انتخاب مدیران نگاه ویژه ای به سلامت اخلاقی و مالی این افراد دارد و حتی وقتی از طریق یک ساختاری متوجه شد که یکی از مدیران کل اهل گرفتن رشوه است، شبانه خلعش کرد تا همگان بدانند که مدیر ارشدشان چگونه است. اگر روزگاری حرفی نسنجیده در نشست با اعضاء حزب اعتماد ملی شعبه بوشهر زد پس از دریافت تذکرات لازم، دیگر این گونه عمل نکرد و حتی در انتخاب و انتصاب مدیرانش، اصلاح طلبفیل و روحانیفیل بودن ملاک قرار نمی دهد که می توان به اغلب اعضاء ستادهای روحانی در استان بوشهر نگاه کرد که به آنها که لایق نبودند هیچ گونه پست و مقامی نداد.

در کنار این موضوع، نقاط ضعفی هم دارد که می توان به قدرت بسیار پایین وی برای چانه زنی با نفتی ها اشاره کرد . فضایی که سبب شده بخش عمده ای از مصوبات دولت در استان بوشهر برای پروژه های زیربنایی که از طرف این وزارت خانه شارز می شود بر زمین بماند. هر چند در همین بی پولی دولت برجام ایسم، شاهد هستیم که در حوزه آب فوق العاده عمل کرد و پرچم دار رفع مشکل کمی آبی و بی آبی استان بوشهر طی کمتر از دو سال آینده خواهد بود.

شاید به جرات می توان گفت بزرگترین نقطه ضعف بیست و یکمین استاندار بوشهر همان بی توجهی به نیروی های تحصیل کرده و خوش فکر استان بوشهر برای قراردادن آنها در پست های مدیریتی است. این موضوع سبب شده که در طی دوران صدارت گراوند در استانداری بوشهر شاهد اضمحلال روحیه در بین این افراد باشیم که شایسته سالاری برای ارتقاء آنها بی مفهوم است.

گراوند در مراسم تودیع و معارفه مدیران عامل آب منطقه ای استان بوشهر در روز پنج شنبه هفته گذشته، موضوعی را اعلام کرد که نشان می دهد انتقادهای رسانه های استان طی این دو سال گذشته نسبت به خانه تکانی وسیع استاندار بوشهر در حوزه مدیریت ادارات و دستگاه های اجرایی بی ربط نبوده است.

گراوند در این مراسم گفت: بخشی از مدیران دستگاه های اجرایی استان بوشهر در حوزه کاری خود مدیر هستند اما متخصص نیستند. این موضوع نشان می دهد که در کنار یک تعهد در قالب مدیریت، یک مسئول نیاز به یک تخصص نیز دارد تا در سرجمع و توامان این دو شاخص زمینه خدمت نیکو به مردم فراهم شود.

به واقع حداقل خواسته رسانه های استان از مدیریت ارشد استان بوشهر، تغییر مدیرانی است که متخصص نیستند و استان بوشهر را طی شش سال گذشته به قهقرا کشیده اند. حال این سخن با ادبیاتی مشابه از زبان استاندار بوشهر شنیده می شود اما نیاز است که حال که استاندار خود اقرار می کند طرحی نو در اندازد و هم خود و هم مردم استان بوشهر را از این نوع مدیران که شاید متعهد و به قولی مدیر باشند اما هیچ سررشته از یک مدل کارشناسی در ساختار اداریشان ندارند، نجات دهد.

از انجا که دولت وارد فاز اجرایی مقدمات برگزاری انتخابات مجلس شده است به احتمال فراوان تا پایان امسال قصد ندارد که زمینه جابجایی و یا تغییر استانداران را فراهم سازد و این ریسک را هم نمی کند که برای سال پایانی فعالیت دولت در سال آینده این ترکیب را تغییر دهد که همه این شرایط امکان ماندگاری تا دو سال دیگر گراوند در استان بوشهر را بیش از این متصور می سازد.

کلام آخر

گراوند اکنون به مدت تقریبا سه سال است که در استان بوشهر حضور دارد و به خوبی استان بوشهر را با همه ظرفیت ها از منابع انسانی تا ثروت خدادادی این استان به همراه نقاط ضعف و قوت به خصوص در حوزه مدیریت می شناسد. می داند که فرار وسیع شرکت های نفتی و پتروشیمی ها از مسئولیت های اجتماعی موج می زند. اطلاع کامل و واثق دارد که حساب و کتاب این شرکت ها در استان بوشهر نیست و هر روز صدایی از همسایگان این استان می شنود که در بی توجهی متولیان، انواع نمایشگاه های تخصصی از خرما تا صنایع نفت و گاز به جای راه اندازی در استان بوشهر در استان های همسایه رشد و نمو می کند تا همچنان نگاه ها را از بوشهر دور و به سمت خودشان متمرکز و مدیریت استفاده از منابع را برای خود  انحصاری کنند.

استاندار بوشهر این را هم می داند که سهم فرزندان این استان در حوزه اشتغال و به خصوص در فضاهای صنعتی استان مطلوب نیست و از آبدارچی تا تکنسین و مهندس به شکل وارداتی از مرز جلفا و سرخس تا استان های دوست و همسایه فارس و خوزستان عزیز جلو دیدگان نگران فرزندان این استان رژه می روند و بر بدبختی این مردم که فقط در فصل انتخابات دردانه کاندیداها هستند می خندند.

جناب آقای گراوند ، استاندار دلسوز و ساده زیست استان بوشهر فقط بیایید موضوع اشتغال جوانان فاقد شغل ، ورود حساب و کتاب های شرکت های بزرگ نفتی ، گازی و پتروشیمی ها به استان و استفاده از مدیران توانمند بوشهری در پست های ارشد مدیریتی دستگاه های اجرایی استان را رقم بزنید مطمئن باشید در ذهن مردم این استان ماندگار خواهید شد و صالحات و باقیاتش هم بدرقه راهتان پس از اتمام دوران مدیریت.

خیلی دردآور است که بدانی بخش عمده ای از امنیت یک کشور بدست همین مردم مرزنشین استان بوشهر رقم می خورد، خزانه کشور از محل همین آب و خاک با وجود 95 درصد صادرات نفت پر می شود ، تاسیسات نفت و گاز از بهرگان در شمال استان تا پارس جنوبی با انواع و اقسام پتروشیمی ها ، پایانه نفتی، فلات قاره و ... محلی برای استخدام چند ده هزار نفر آدم است و نیروگاهی دارد که حداقل در خاورمیانه مثل و مانندی ندارد و از هر دو لامپی که در استان فارس روشن می شود از محل برق این نیروگاه است اما نه تنها کمترین حد منفعت به این استان می رسد و جوانانش همچنان در به در از این صنعت به آن صنعت دنبال شغل می گردند بلکه  کسی این استان را در معادلات بودجه ای در وزارت خانه ها در مرکز کشور به اندازه هیچ هم حساب نمی کند.

آقای گراوند اگر هر کدام از سه خواسته اشتغال جوانان فاقد شغل ، ورود حساب و کتاب های شرکت های بزرگ نفتی ، گازی و پتروشیمی ها به استان و استفاده از مدیران توانمند بوشهری در پست های ارشد مدیریتی دستگاه های اجرایی استان را نمی توانید عملی کنید حداقل وزارت نشینان عافیت طلب را از زجری که مردمان استان بوشهر در این همه محرومیت می کشند آگاه سازید شاید در فصل بودجه ریزی که در 15 آذر نهایی می شود اتفاقی بیافتد که مردم استان بوشهر از نمایندگانشان در مجلس به جزء به نام کردن فعالیت های محدود دولت به اسم خودشان، خیری ندیده اند.

یادداشت : دکتر مهرداد جشنی پور، خبرنگار و فعال رسانه