کد خبر: ۲۴۲۶۲۴
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۷ - ۲۷ آذر ۱۳۹۹
جنوب نیوز: دکتر هوشنگ رستم پور شهيدى در یادداشتی نوشت:

"دشمن‌شناسى مهمترین رکن‌ بصیرت"
  فتنه ها در تاريخ برآيند دو ضلع نفاق و نفوذ بوده اند
مثلث نفاق، نفوذ و فتنه فقط در صدر اسلام نبودند بلكه در همه‌ زمان‌ها هستند
پدیده خطرناک و پنهان نفاق یکی از موانع بزرگ پیشرفِت جوامع است به گونه اى كه
قرآن فتنه گری را از قتل بالاتر می داند. چهره منافق و نقش او در فتنه ها شفاف تر می شود به شرط اینکه روشنگریها دقیق  و بصيرت كامل باشد.
تمسک به قرآن واهل بیت ع و آگاهی از چند و چون فتنه و فتنه انگیزان در خنثی سازی فتنه مهم و تعیین کننده است.

در6 ماهه اول سال ٨٨  به بهانه انتخابات ریاست جمهوری رویدادهای تلخی رخ داد که هرکدام دل شیفتگان انقلاب را به درد آورد. مهمترین آن شرارت عده ای در روز قدس بود که روز مهمی در افشای چهره منافقان جدید و ضدیت آنها با خط امام (ره) و انقلاب و حتی اسلام بود. روزه خواری در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان ، شعار «استقلال آزادی جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» نمادهايى از چهره گمراهان و آشوب طلبان بود.کسانی گفتند جانم فدای ایران که حتی یک روز هم به خاطر ایران به رنج و آزار نیفتاده بودند. این عده ولو اندک می خواستند پیوند خود را با فرماندهان جنگ نرم در واشنگتن، لندن و پاریس به گونه ای نشان دهند که عمق فتنه و فتنه گری را نمایش دهند،به درستى كه فتنه ها در تاريخ برآيند دو ضلع نفاق و نفوذ بوده اند.

در بیش از سیصد آیه در قرآن کریم درباره منافقان، اخلاق و منش آنها سخن به میان رفته و خطرات ایشان برای جامعه اسلامی گوشزد شده است. آنچه که از مرور این آیات بدست میآید این است که به دلایل بسیاری خطر منافقان حتی از مشرکان و کفار هم بیشتر است؛
از جمله صفات زشت منافقان سرپیجی از امر رسول خدا(صلی‌الله‌وآله‌وسلم) و مخالفت از فرامین ایشان بود. خداوند در قرآن کریم در وصف حال ایشان می­فرماید: «وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكِيلاً" [24] (و مى‏گويند: فرمانبرداريم، ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند، جمعى از آنان شبانه، جز آنچه تو مى‏گويى تدبير مى‏كنند و خدا آنچه را كه شبانه در سر مى‏پرورند، مى‏نگارد. پس، از ايشان روى برتاب و بر خدا توكّل كن، و خدا بس كارساز است‏.)

آری منافقان اگرچه در ظاهر ادعای اطاعت از ولایت امر و رسول خدا(صلی‌الله‌وآله‌وسلم) را داشتند امّا وقتی به جلسات سرّی خود می­رفتند تصمیماتی خلاف آنچه مدّ نظر رسول خدا(صلی‌الله‌وآله‌وسلم) بود، اتّخاذ میکردند.

از سوى ديگر اساساً یکی از ارکان دین مبین اسلام پذیرش امامت و ولایت است و از جمله معیارهای محک زدن مؤمن از منافق بررسی همین مسئله است. خداوند در این باره می فرماید: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ» [25] (آيا كسانى كه در دلهايشان مرضى هست، پنداشتند كه خدا هرگز كينه آنان را آشكار نخواهد كرد؟ و اگر بخواهيم، قطعاً آنان را به تو مى‏نمايانيم، در نتيجه ايشان را به سيماى [حقيقى‏] شان مى‏شناسى و از آهنگ سخن به [حال‏] آنان پى خواهى بُرد و خداست كه كارهاى شما را مى‏داند.)

ایجاد انسداد فرهنگی، جلوگیری از تفسیر قرآن و نقل حدیث، زیر پا گذاشتن اصول و محکمات مورد تأکید قرآن و پیامبر(ص)، گسترش فرهنگ تسامح و اباحه‌گری و ترویج و تحکیم جدایی دین از سیاست، تغییر ذائقه مردم در جهت عدول از ارزشهای دینی و جایگزینی خرافات ارزشهای جاهلی و تصنعی، تخریب باورها و معتقدات مردم، حذف نیروهای ارزشی انقلابی از صحنه‌های سیاسی، تشویق و گسترش فرهنگ بی‌بندوباری و لاابالی‌گری و بالاخره تبدیل نظام اسلامی و مدیریت الهی به حکومت استبدادی سلطنتی و موروثی از جمله دستاوردهای شوم جریان نفاق بود که سرانجام در سال 61 هجری حادثه‌ خونبار کربلا را پدید آورد.

به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره تنزیل و تأویل را شامل می‌گردد که جریان نفاق در هر دو برهه به عنوان یک صف بندی درونی در جامعه دینی فعال است ،وجـودایـن پدیـده را مـیتـوان بـه خـوبى در بخشـی از تـاریخ اسـلام حـس کـرد و شـاهد افـرادی سست عنصر و فرصت طلـب بـود کـه محافظـه کارانـه و از سـر نفـاق، در میـان صـفوف مسلمانان نفوذ کردند و با پوشیدن لباس خودی اتحاد مسلمانان را هدف قرار دادند.

رهبر معظم انقلاب درباره جریان نفاق می‌فرمایند: «نفاق و انسان‌های منافق که در قرآن از آنان به نام «فی قلوبهم مرض»(سوره مبارکه بقره) یاد می‌شود فقط در صدر اسلام  نبودند در همه‌ زمان‌ها هستند؛ از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت» از این رو، شناخت پدیدۀ مذموم و نقـابدار نفـاق، ضـروری اسـت تـا بتـوان روابـط انسانی را از آسیب های آن مصون داشت. نیز بایسته است بـه ایـن نکتـه توجـه شـود کـه امروز بسیاری از جریانهای نفوذی در متن حاکمیت اسلامی، از کانال نفـاق وارد شـده و توانسته اند با گسترش بى اعتمادی در جامعه، به خواسته هاى سیاسـی و فرهنگـی خـود برسند.

جریان نفاق و به تبع آن نفوذ در ارکان مختلف کشور، هیچ گاه قطع نشده و انتظار قطع شدن آن هم بیهوده است اگر به موضوع دشمن‌شناسی به عنوان یکی از مهمترین رکن‌های بصیرت که در کلام رهبر معظم انقلاب بارها و بارها مورد تاکید قرار گرفته بی توجه باشیم؛امروز یکی از مهمترین مصادیق شناخت دشمن، آگاهی بر راه‌های نفوذ و نشانه‌های نفوذگران است، منافقانی که در پس چهره مقبول خود، مترصد یافتن رخنه‌هایی هستند تا نقشه شوم خود را عملی کنند.چرا كه بیماري دل، یکی از متغیرهاي روانی و مهم نفاق است قرآن،کارکردهاي دل را در حوزههاي ادراك، عاطفه و تصمیمگیري دانسته و سلامت یابیماري آن را در انجام صحیح یا ناصحیح آن کارکردها تعریف کرده است ضعف خویشتنداري منافقان، معلول ماديگرایی و سودگرایی آنهاست از درك پیامدهاي نفاق و اینکه پیامدها به خودشان برمیگردد، ناتوان هستند.منافق سکه دورویی است که یک رویش آشکارنمودن دروغین ایمان و روی دیگرش پنهان‌کردن کفر است، لذا در بررسی عوامل شکل‌گیری نفاق، این دو عنصر اصلی باید با هم لحاظ شود.آنچه از آیات قرآن قابل برداشت است این است که اوّلا پدیده نفاق معلول عوامل متعدّد است نه یک علّت منحصره. برخی از این عوامل عبارتند از: «آینده‌نگری دنیاطلبانه و طمع به منافع دراز مدّت» (العنکبوت/۱۰ـ۱۱)؛ طمع به منافع نقدی و غنائم جنگی(فتح/۱۵)؛ ترس بر جان، از دست‌دادن مال و رسوایی(بقره/۱۹؛ نور/۵۰؛ منافقون/۴) تفرقه‌افکنی میان مؤمنان(توبه/۱۰۷)؛ اخلال و ایجاد انحراف در برنامه پیامبر(ص) (حج/۵۲ـ۵۳) ثانیا انگیزه‌های نفاق‌ورزی به دو دسته تقسیم می‌شود: برخی مربوط به عنصر «پنهان‌کردن» کفر است مانند عامل «ترس از قدرت و شوکت مسلمانان» برخی دیگر مربوط به عنصر «آشکارکردن» دروغین ایمان است. مانند عامل «طمع».

این نکته برای همه دلسوزان و جریان های انقلابی می‌تواند سودمند و راهگشا باشد اینکه شاخص اصلی ارزشگذاری چهره‌ها و شخصیّتها، صرفا سبقت‌جستن و پیوستن به نهضت مردمی و اسلامی امام عظیم‌الشأن(ره) نیست. بلکه آنچه معیار داوری است، استقامت و پایداری در راه «ولایت» و «رهبری» این انقلاب تا آخرین لحظات زندگی است.

نقشه دشمن در  عمدتا بر دو پایه استوار است ، یکی عبارت است از ایجاد اختلاف، دومی عبارت از نفوذ ، بخش اعظم جریان «نفوذ» از حوزه «نفاق» سیراب می‌شود لذا برای مقابله با آن ابتدا باید شاخص‌ها و مختصات نفاق را شناخت تا با خشکاندن سرچشمه، خودبخود بساط نفوذ برچیده شود وقتی که خصوصیات نفاق و منافق مشخص  شود دیگر شناخت نفوذی - در هر لباس که باشد - کار سختی نخواهد بود.برای از بین بردن خطر نفوذ باید افراد نفوذی را یک به یک شناسایی کرد زیرا اگر فقط به بستن راه‌ها بسنده کنیم باز به خاطر طبیعتشان با ایجاد نقب جدید تولید خسارت می‌کنند. تا وقتی که افراد نفوذی در نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز فعال باشند، دل بستن به دستاوردها و پیشرفت‌های انقلاب و جامعه امید واهی است. زیرا اعتماد به نفوذی‌ها، خالی شدن انبار دستاوردهای انقلاب و درجا زدن را به دنبال دارد.برای حل اختلاف فقط یک راه است و آن اینکه داوری  و نظر رهبری را بپذیریم و از نتایج داوری هم احساس ناراحتی نکنیم.با کسانی که به دامن آمریکا و رژیم صهیونیستی افتاده اند و به محکم ترین و اصیل ترین شعار انقلاب که جمهوری اسلامی است تردید می کنند و از «جمهوری ایرانی» سخن می گویند، وحدت کردن یک شوخی مشمئز کننده است.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: