کد خبر: ۲۳۴۸۰۲
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۸
جنوب نیوز: جهان صنعت درباره گرانی ها گزارش داده است: این روزها نوشتن درباره مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مملکت برای هر نویسنده‌ای کاری بسیار دشوار و طاقت‌فرساست. یکی به دلیل اینکه گوش هیچ دولتمرد و مسوول اجرایی بدهکار آنچه نویسندگان مطبوعات می‌نویسند، نیست چنان که گویی این نوشته‌ها بر باد نوشته می‌شود و دیگر آنکه سیاهه مشکلات کوچک و بزرگ مملکت به قدری بلندبالاست که پرداختن به تمامی آنها به قول معروف مثنوی هفتاد من کاغذ شود. اما در یک نگاه کلی می‌توان گفت آنچه بیش از هر چیزی مردم را آزار می‌دهد فقدان عنصر شفافیت و صداقت در اقدامات و تصمیم‌گیری‌های دولت  و دیگر کسانی است که هر کدام آشکار یا پنهان نقش‌ و مسوولیتی در اداره امور کشور برعهده دارند. از شخص رییس‌جمهور گرفته تا دیگر مقامات دولتی و حکومتی آدرس درستی از سرچشمه بروز این همه مشکلات و عوامل ایجادکننده آن به مردم و افکار عمومی نمی‌دهند. یک روز می‌گویند مملکت از نظر ذخایر ارزی هیچ کمبودی ندارد، فردای همان روز به دلیل کاهش عرضه ارز به بازار می‌بینیم نرخ ارز در بازار آزاد رو به افزایش گذاشته. وزیر نفت طی یک ماه در مصاحبه‌ها و دیدارهای خود با خبرنگاران رسانه‌ها مطالب ضد و نقیضی درباره افزایش یا عدم افزایش قیمت بنزین  و سهمیه‌بندی کردن یا سهمیه‌بندی نکردن بنزین بر زبان می‌آورد و با این ضد و نقیض‌گویی‌ها که معنایی جز شفاف نبودن تصمیم‌گیری‌ها ندارد، مردم را دچار سرگردانی و نگرانی می‌کند.

رییس‌جمهور در مناسبت‌های مختلف به مردم درباره جلوگیری از افزایش قیمت‌ها ‌و کاهش نرخ تورم دلگرمی می‌دهد، اما به دلیل همان نبود شفافیت و وحدت رویه در تصمیم‌گیری‌های دولت، قبوض مصرف برق با نزدیک به دو برابر مبالغ همیشگی به در منازل و محل کار مردم ارسال می‌شود و هیچ‌یک از مسوولان وزارت نیرو درباره دلایل این همه افزایش قیمت که معنایی جز سرکوب بودجه و درآمد خانوارها ندارد، کمترین توضیحی به مردم نمی‌دهند و آقای رییس‌جمهور هم وزیر نیروی دولت خود را به خاطر افزایش تعرفه برق مصرفی مردم و خودداری از دادن توضیح به آنها مواخذه نمی‌کند. بی‌تردید مشابه همین سناریو فردا در مورد تعرفه مصرف گاز خانگی و صنفی و صنعتی و در مورد بنزین و دیگر فرآورده‌های سوختی تکرار خواهد شد و نه وزرای مربوطه و نه شخص آقای رییس‌جمهور یا رییس همیشه خندان و همیشه خوش‌بین سازمان برنامه‌وبودجه و نه سخنگوی محترم دولت فخیمه توضیحی درباره دلایل این افزایش کمرشکن قیمت‌ها به مردم نخواهند داد و مردم هم مثل همیشه چاره‌ای جز اطاعت از این تصمیم‌گیری‌های غیرشفاف و متناقض نخواهند داشت و کسی هم از مسوولان دولت محترم نخواهد پرسید که آیا این افزایش بهای آب و برق و گاز مصرفی مردم هم گناهش به گردن ترامپ و تحریم‌های اقتصادی آمریکاست؟ کسی هم نمی‌پرسد شما که می‌گویید مملکت از نظر ذخایر ارزی هیچ کمبودی ندارد اما همزمان ورود ده‌ها قلم کالای مورد نیاز مردم را ممنوع اعلام می‌کنید یا ارز دولتی یا همان ارز جهانگیری برای واردات مواد اولیه تولیدکنندگان و صنعتگران تخصیص نمی‌دهید، آیا این عدم انطباق گفتارها با کردارها و عملکردها هم نتیجه تحریم‌های اقتصادی آمریکا یا آن‌طور که آقای رییس‌جمهور در هر مناسبتی از آن شکوه می‌کند، نتیجه محدود بودن قدرت و اختیارات دولت است یا سوء‌مدیریت‌ها و سوء‌تدبیرها و گماردن برخی افراد کوچک در راس مسوولیت‌های بزرگ؟ آیا آن همه اختلاس‌های هزاران میلیارد تومانی و حیف و میل‌های بزرگی که به زیان اقتصاد مملکت و سفره خانواده‌های ایرانی در دولت‌های قبلی، در دولت‌های یازدهم و دوازدهم هم صورت گرفته، گناهش به گردن تحریم‌های اقتصادی آمریکاست؟ چرا میان حرف و عمل دولتمردان و مدیران اجرایی ما فاصله از عرش تا فرش وجود دارد و هیچ بازخواست و مواخذه‌ای در کار نیست. طرفه آنکه وقتی انتقادها از سوء‌عملکرد یک وزیر یا یک مقام عالی‌رتبه در جامعه شدت می‌گیرد آن وزیر و آن مقام عالی رتبه را به جای عزل و تنزل رتبه، از مقامی که دارد برمی‌دارند و همان پست و سمت را در جای دیگری به او می‌دهند. کاری به سرنوشت وزیران و مدیران خاطی در کشورهایی چون ژاپن و کره که وقتی خطای آنها رسانه‌ای می‌شود، از شدت احساس شرمندگی در برابر مردم و جامعه دست به خودکشی می‌زنند و با دست خود به زندگی خود خاتمه می‌دهند نداریم، اما در بسیاری از همین کشورهای آسیایی و حتی آفریقایی سوء‌عملکردها و سوء‌مدیریت‌های دولتمردان و مسوولان بلندپایه را به خاطر حفظ اعتماد عمومی هم که شده، سخت کیفر می‌دهند و از داشتن هر مقام و منصب دولتی محروم می‌کنند، اما گویا در اینجا همه دولتمردان ما نظرکرده هستند و هر اندازه ضعیف و ناتوان و بعضا خلافکار هم که باشند مقام و منصب‌های عالی دولتی سال‌های طولانی مثل توپ بسکتبال میان‌شان دست به دست می‌شود. آخر چرا؟ چرا برای یک بار هم که شده حاکمیت با وضع قوانین قاطع، شفاف و روشن طلسم این دور باطل را به خاطر صلاح ملک و ملت درهم‌ نمی‌شکند و با این طلسم‌شکنی، زمینه و شرایط را برای سپردن مسوولیت‌های کلان کشور به شایستگان و مدیران لایق و وطن‌دوست فراهم نمی‌سازد.

در شب‌های دهه اول محرم شاهد حضور بسیاری از وزرا و مقامات عالی‌رتبه که عملکرد آنها در ادوار مختلف، اقتصاد کشور و وضعیت زندگی مردم و معیشت آنها را به این روز سیاه انداخته است، بوده‌ایم، اما اگر پیام عاشورا و مکتب اباعبدالله‌الحسین را با گوش جان مورد توجه قرار دهیم و آن را با عملکرد و نتیجه کار دولتمردان و مقامات عالی‌رتبه کشورمان مقایسه کنیم، بدون شک و یقین می‌توانیم بگوییم که دل حضرتش از آنچه که امروز بر ما می‌گذرد خون است، اما حضرات همچنان بر خر مراد مناصب و مقامات خود سوارند و خود را هم از بابت این همه سوء‌مدیریت، پاسخگوی‌ هیچ‌کس نمی‌دانند. تو گویی که آنها در سیاره دیگری زندگی می‌کنند چون نه خانه‌هایشان، نه سفره‌هایشان، نه مدرسه فرزندان‌شان، نه میزان حقوق و مزایایشان و تجملات زندگی‌شان هیچ شباهتی با زندگی اکثریت قریب به اتفاق خانوارهای ایرانی در این شرایط سخت و طاقت‌فرسا ندارد. آنها دم از مردم و مشکلات زندگی مردم می‌زنند اما خرج همه چیزشان را از مردم جدا کرده‌اند. ‌آنها حکم رانندگانی را دارند که چراغ راهنمای اتومبیل خود را به چپ می‌زنند، اما به راست می‌پیچند و این وضعیت تا زمانی که شایستگان واقعی زمام امور مدیریت کشور را در دست نگیرند و شفاف‌سازی تمامی امور و پاسخگویی دقیق و صادقانه ‌به مردم به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر به فرهنگ عمومی دولتمردان و مدیران اجرایی کوچک و بزرگ ما تبدیل نشود، همچنان ادامه خواهد یافت و از همه بدتر آنکه پایه‌های اعتماد عمومی به دولت و دولتمردان هر روز سست‌تر خواهد شد چون مردم نمی‌دانند کدام حرف آنها را باور کنند. دم خروس را یا قسم حضرت عباس را!

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: