کد خبر: ۲۲۴۴۹۲
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۹ - ۱۰ مهر ۱۳۹۷
یادداشت
ابتدا باید در نظر داشته باشیم که از سبک زندگی هیچ ملتی نمی‌توان ایراد گرفت چرا که سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است.
جابر اسلام پناه: مادیات و خودخواهی دو کانون مهم سبک زندگی ما شده است.

برخلاف ظاهر ما ایرانی‌ها به شدت دنیا دوست هستیم٬ علاقه عمیقی به مال و اموال داریم ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهر سازی آن را می‌پوشانیم؛ از این دنیا هم پول٬ لوازم زندگی٬ خانه و ویلا و سفرهایمان برای نمایش به دیگران از دنیا دوستی ما شده است.

ظاهر و باطن ما با هم تناقض زیادی دارد چرا که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مباحث دینی و اخلاق سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد، اما این بعد دینی به نظر می‌رسد بیشتر بعد ذهنی است.

یعنی یک مداری در ذهن میانگین ما ایرانی‌ها هست که ارتباط محدودی با عمل فرد دارد.

نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزه‌های اخلاقی و دینی است، یعنی اگر شما در طول روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می‌دهند و نکات خلاقی را مورد اشاره قرار می‌دهند و واژگان دینی٬ معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می‌برند.

واژگانی مانند انسانیت٬ خدا٬ پیغمبر٬ پاکی٬ وجدان٬ محبت٬ صداقت٬ شرافت٬ راستگویی و وظیفه دائما مورد استفاده ماست٬ اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژه‌ها در زندگی و عمل ما چیست؟

نیم کره ذهنی با نیم کره عملی ما تقریبا هیچ ارتباطی به هم ندارند، نکته ای که حالت معماگونه دارد این است که دایره ذهنی اخلاقی و دایره بیان اخلاق چه ارتباطی با عمل اجتماعی ما دارد؟

انعکاس اخلاق و معنویت و انسانیت در زندگی و عمل ما بسیار محدود است، تحقیقات نشان می‌دهد هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانی‌ها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمی‌کنند٬ اما انعکاس این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است.

این اولین نقدی است که به زندگی و عمل ما ایرانی‌ها وارد است که چرا این قدر ظاهر اخلاقی و معنوی داریم ولی باطنی مادی.
مادیات در زندگی ما جایگاه بسیار مهم دارد و تمام زندگی ماست، بسیاری از ما خوشبختی را با راحتی و مصرف گرایی اشتباه گرفته‌ایم و فکر می‌کنیم تجملات یعنی ایده‌های زندگی.

بسیاری از ما هدفی بالاتر از تامین غرایز اولیه نداریم؛ سبک زندگی ما تا زمانی که تلقی منطقی از پول و امکانات پیدا نکند اصلاح نمی‌شود چون زندگی را کوتاه مدت می‌بینیم پول و سمت به طور باورنکردنی برای میانگین ما قداست پیدا کرده است.
ما بیشتر به دنبال منافع شخصی خود هستیم و به آن بیشتر توجه داریم؛ زیرا اگر کسی اجتماعی فکر کند بسیاری از کارها را انجام نمی‌دهد٬ اگر من اجتماعی فکر کنم هیچ وقت از ماشین اشغال به بیرون پرت نمی‌کنم و....
یکی دیگر از آسیب‌های سبک زندگی ما شیوه نقد است چون هم شیوه نقد کردن را بلد نیستیم و هم آمادگی روحی برای پذیرش نقد نداریم.
به طور طبیعی هر کس ناخودآگاهش این است که من باید مورد تقدیر و ستایش قرار بگیرم و هیچ ایرادی ندارم.

می‌توان این مساله را ثابت کرد؛ برای نمونه به سطح شهر بروید و از افرادی که دوبل پارک کرده‌اند بپرسیم چرا شما دوبله پارک کرده‌اید عموما به شما خواهند گفت که اولا به شما ربطی ندارد و ثانیا برایم کاری فوری پیش آمده و برایم اصلا مهم نیست که برای انجام کارم حقوق دیگران را نادیده بگیرم و حتی ممکن است که طرح سوال به نزاع و درگیری هم بینجامد.

شما نمی‌توانید به کسی حتی نکته‌ای را بیان کنید حال نقد که واژه  خیلی غلیظی است جای خود را دارد چرا که خیلی سریع به نزاع و درگیری و کشمکش میان افراد تبدیل می‌شود، این پدیده و معایب باید اصلاح شود.

مهم ترین وجه توسعه یافتگی در سبک زندگی٬ رعایت قاعده و قانون در یک جامعه است.
اصلاح سبک زندگی‌مان محتاج این است که ما این قدر از خودمان تعریف نکنیم و با نقد ویژگی‌های منفی زندگی‌مان را اصلاح کنیم.

نویسنده: جابر اسلام پناه


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: