کد خبر: ۲۱۶۵۳۵
تاریخ انتشار: ۰۱:۵۷ - ۰۶ آذر ۱۳۹۶
محسن ردادی
اکنون که در جنگی چنین پیچیده پیروز شدیم و به این سطح از نظام‌های سیاسی ارتقا پیدا کرده‌ایم، لازم است آن را حفظ کنیم و از دست ندهیم. پیروز شدن دشوار است و پیروز ماندن از آن دشوارتر. در واقع لازم است هنر «پیروز ماندن» را فرا بگیریم.
جنوب نیوز- دکتر محسن ردادی: ششم ژوئن سال 1944 به عنوان «روز دی» (D-Day) و یا «آغاز عملیات نرماندی»در تقویم‌ها ثبت شده است. در این روز  نیروهای 14 کشور جهان به فرماندهی ژنرال «دوایت دیوید آیزنهاور» (که بعدها رئیس جمهور آمریکا شد) صدها کیلومتر دورتر از آمریکا و در خاک فرانسه که توسط آلمان نازی اشغال شده بود پیاده شدند و به عنوان مدافعان آزادی به خطوط دفاعی دشمن حمله بردند. چرچیل پیروزی در این نبرد را «به قطع کردن سر هیتلر» تشبیه کرد. این نبرد بسیار مهم آغازی بود بر پایان حکومت مخوف هیتلر  و آلمان نازی. این پیروزی همچنین سرآغاز یک عصر جدید بود که دیگر کشورگشایانی مانند کوروش، اسکندر، ناپلئون و هیتلر فرمانروایان جهان نبودند. از این به بعد امپراطور جهان، دولتی به شمار می‌رفت که بدون تصرف شهرها و کشورها، روندها را تعیین می‌کند، سبک زندگی را می‌سازد و بسیاری از مردم جهان به قدرت و توانمندی آن ایمان  و اتکا دارند و برتری آن را پذیرفته‌اند.

پیروزی در جنگ «بوکمال» که سقوط خلافت داعش را در پی داشت به اندازه‌ی نبرد نرماندی در «روز دی» مهم و اثرگذار بود. نیروهای جبهه‌ی مقاومت با ملیت‌های مختلف، کیلومترها دورتر از وطن خود برای نابودی دشمن جنگیدند و آنها را در این منطقه شکست دادند و سر مار داعش را قطع کردند. اهمیت و شکوه پیروزی جبهه‌ی مقاومت بر داعش و متحدانش به صورت کامل درک نشد. اما واقعیت این است که اولین پیروزی ایران در خارج از مرزها و در یک جنگ جهانی این کشور را در ردیف کشورهایی قرار داد که روندها را تعیین می‌کنند، سبک زندگی را می‌سازند و بسیاری از مردم جهان به قدرت و توانمندی آن ایمان و اتکا دارند.  

اکنون ایران در سطح قدرت‌های برتر دنیا قرار گرفته و برخورداری از سلاح هسته‌ای نیز نتوانسته بسیاری از کشورها را در این جایگاه قرار دهد. در تاریخ 7 هزارساله‌ی ایران هم  این وضعیت بی‌همتاست. اگر داریوش و نادرشاه توانستند کشورگشایی کنند قطعا با دشمنی قوی‌پنجه مانند غرب مواجه نبودند و در داخل نیز رسانه‌ها، کاسب‌کارها و سیاست‌بازانی را نداشتند که در میانه‌ی جنگ هر روز ندای عقب‌نشینی و بازگشت از جنگ را به هر بهانه‌ای سر دهند و به سربازان وطن زخم زبان بزنند. 

اکنون که در جنگی چنین پیچیده پیروز شدیم و به این سطح از نظام‌های سیاسی ارتقا پیدا کرده‌ایم، لازم است آن را حفظ کنیم و از دست ندهیم. پیروز شدن دشوار است و پیروز ماندن از آن دشوارتر. در واقع لازم است هنر «پیروز ماندن» را فرا بگیریم. 

یکی از مؤلفه‌های مهم هنر پیروز ماندن، «مراقبت» است که به درستی توسط رهبر انقلاب اسلامی مورد اشاره قرار گرفت. ‏ بیش از نیمی از نامه‌ی رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه‌ی تبریک سردار سلیمانی، به لزوم هشیاری، دقت عمل و ادامه‌ی جهاد باز می‌گشت. برای حفظ پیروزی باید بیش از زمان جنگ هشیاری و زیرکی و دقت نظر را در برابر دشمن به کار گرفت. 

تاریخ پر است از غفلت‌هایی که پیروزی‌ها را به شکست تبدیل کرده است. مستی پیروزی باعث شکست شهروندان تروا شد. مسلمانان در جنگ احد به دلیل غفلت از دشمن پیروزی را با شکست معاوضه کردند.  در دوره‌ی معاصر نیز انگلیس و آمریکا استاد پاتک و پیروزی پس از شکست بوده و هستند. همان دست‌هایی که کودتای شکست‌خورده‌ی 25 مرداد را در سایه‌ی غفلت و سرمستی دولت ملی به عملیات 28 مرداد تبدیل کرد؛ و موفقیت مردم‌سالاری دینی در انتخابات سال 1388 را به فتنه‌ی انقلاب رنگی آلوده کرد آماده است تا این ارتقای سطح ایران را به گونه‌ای دیگر به شکست بکشاند. اصلا چرا راه دور برویم. «داعش» نسخه‌ای صهیونیستی بود که شیرینی شهد بیداری اسلامی در کشورهای عربی، را به کام‌ها تلخ کرد و جریان را به نفع غرب و آمریکا تغییر داد. 

نباید چشم بر این واقعیت بست که هنوز در سوریه، «جبهه‌ی النصره» و 70 گروه خون‌ریز بدتر از داعش حضور دارند که می‌توانند به راحتی جای خالی داعش را پر کنند. به علاوه این اشتباه که سقوط حکومت داعش را مترادف با نابودی داعش بگیریم عواقب وحشتناک و جبران‌ناپذیری دارد. تفکر داعش، قدرتمندانه  و فریبنده هنوز وجود دارد و در اروپا، شمال آفریقا  و شرق آسیا به جذب هواداران و سازماندهی  مشغول است. نابودی تفکر به راحتی پیروزی در میدان جنگ نیست و ریشه‌های تفکری که داعش و القاعده و طالبان را ایجاد کرد همچنان فعال است. 

بنابراین نباید دچار رخوت و سستی شد بصیرت و توصیه به حفظ هشیاری در این مقطع زمانی حیاتی است. صداهایی که اکنون برخاسته و می‌گویند «اشتباه ادامه‌ی جنگ پس از فتح خرمشهر را نباید تکرار کرد و پس از آزاد کردن مناطق اشغالی، باید صلح و مذاکره کرد»، همان نداهایی است که پس از پیروزی‌های اولیه در جنگ صفین، علی علیه‌السلام را وادار به مذاکره و صلح نمودند و  پیروزی قطعی جنگ را به شکست فاجعه‌باری تبدیل کردند.

عنصر دیگر در هنر پیروز ماندن، «دوری از خودمحوری» است. ایران پس از پیروزی بر داعش به سطحی ارتقا پیدا کرده است که محور و محل اتکای بسیاری از کشورها و ملت‌ها شده است. این وضعیت، «نظام فکری و  اخلاقی و رفتاری» خاصی را از جانب مردم، نخبگان و دولت‌مردان طلب می‌کند که در دوره‌ی پیش از این نیاز نبود. شاید بهتر است این نظام فکری و اخلاقی را از شهروندان آمریکایی بیاموزیم. 

پس از جنگ جهانی دوم ملت آمریکا و نخبگان به این باور رسیدند که به عنوان یک کشور محوری رسالت رهبری دنیا به سوی یک هدف مشخص را بر عهده دارند. به همین دلیل مشکلات داخلی و ملی را از رسالت‌های بین‌المللی ایالات متحده تفکیک می‌کردند. به عنوان مثال ممکن بود که کنگره‌ی آمریکا بودجه‌ی بهداشتی و بیمه‌ی درمانی  شهروندان آمریکایی را کاهش دهد، اما در زمانی که سخن از کمک به متحدان آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی به میان می‌آمد همگان بر انجام آن اتفاق نظر داشتند. اتفاقا در زمانی که کشور درگیر مشکلات اقتصادی فراوان بود، رسانه‌ها و بخش عمده‌ی مردم آمریکا بر افزایش کمک‌های خارجی به متحدین آمریکا تأکید می‌کردند. 

در کشور آمریکا نیز بلایای طبیعی فلج‌کننده‌ای مانند طوفان کاترینا به وقوع پیوست که حتی دولت فدرال از کمک‌رسانی به مردم ناتوان ماند. اما در این شرایط کسی مشکلات ملی را با رسالتی که برای آمریکا در جهان قائل بودند، خلط نکرد. فوتبالیست و هنرمند آمریکایی به رئیس‌جمهور نامه ننوشت که به جای اعزام نیرو به افغانستان و عراق ، به داد ملت خودمان برسید! و عجیب‌تر از آن سخنگوی دولت اعلام نکرد که برای کمک به مصیبت‌زدگان تا اطلاع ثانوی هیچ کمکی به کشورهای متحد ارسال نخواهد شد! مردم، نخبگان و سیاستمداران در این کشور به این درک از شعور و فهم رسیده‌اند که این دو موضوع با یکدیگر خلط نشوند و قطعا بودجه‌ای که برای کمک به متحدین و حفظ منافع آمریکا در خارج از مرزها هزینه می‌شود ضروری و حتی حیاتی و از نان شب واجب‌تر است. این هنری است که باید یاد بگیریم تا پیروز بمانیم.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: