کد خبر: ۲۰۸۵۴۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۲ - ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
جنوب نیوز- دکتر ایرج مزارعی کارشناس ارشد سیاست های رسانه ای اجتماعی:

مقدمه
رشد و توسعه پایدار یک کشور در همه عرصه های داخلی و بین المللی در گرو رعایت حقوق شهروندی می باشد. در مدیریت شهری نوین و در جهانی که به طور فزاینده ای به سمت شهری شدن گام بر می دارد، مشارکت شهروندی جایگاه والایی در توسعه دارد.

شهروندان، به عنوان رکن اصلی یک شهر و یکی از سه ضلع دولت، مدیریت شهری(شهرداری) و مردم، از حق و حقوقی در شهر برخوردار هستند. شهروندان به عنوان وارثان اصلی و زیست‌کنندگان شهر، هر روزه از امکانات و خدمات مختلف شهر بهره‌مند می‌شوند و چنانچه یک رابطه‌ی منطقی و متوازن بین این سه عنصر برقرار نباشد، تعادل و توازن شهری و این جامعه‌ی انسانی به هم می خورد و آسیب‌ها و ناهنجاری‌هایی متوجه این محیط، خواهد شد که به صورت واگیره‌ای بسان ویروسی خطرناک، آثار مخرب خود را در بافت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شهر و سایر تقسیمات جغرافیایی کشور برجای می‌گذارد.

روند رو به رشد جمعیت و شهرنشینی و بروز مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی از یک سو و ناکارآمد بودن روش های مدیریت و کنترل توسعه شهری جهت رفع مشکلات و تنگناهای مذکور از سوی دیگر، شهرهای نابسامان و ناپایداری را خلق نموده است که برخی از نمودهای آن را می توان در شکل گیری سکونتگاههای غسر رسمی، گسترش کالبدی شهرها ، افزایش هزینه های ایجاد زیرساخت، مشکلات اجتماعی و فرهنگی چون افزایش نا امنی و جرم و جنایت، وندالیسم شهری، افزایش شکاف طبقاتی فقیر و غنی مشاهد نمود.

در الگوی جدید برنامه ریزی  و مدیریت شهری جهانی، اجرای پروژه های مشارکت شهری جایگاه خاصی یافته است. اجرای پروژه توسعه شهری یک فعالیت جمعی است مبتنی بر نقش مشارکت شهروندی با الگوهای متفاوت مبتنی بر مشارکت افراد، خانواده ها، گروه ها، سازمان ها، نهادها و بخش خصوصی و عمومی است. اصطلاح تخصصی توسعه پایین به بالا، نیز ناظر بر نقش مشارکتی مردم است و نقش مشارکتی مردم در فرایند توسعه از جمله توسعه شهری واقعیتی انکار ناپذیر است. تجربیات جهانی نشان می دهد که از دهه 1980 میلادی به بعد در برنامه های توسعه شهری توجه فزاینده ای به رویکرد مشارکت صورت گرفته است.

تعریف مشارکت عمومی

واژه مشارکت از حیث لغوی به معنای درگیری و تجمع برای منظور خاص می باشد. در مورد معنای اصطلاحی آن بحث های فراوانی شده است. برخی از صاحب نظران مدیریت تعریف زیر را برای مشارکت ارائه نموده اند. مسارکت درگیری ذهنی، عاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را برمی انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسوولیت کار شریک شوند(علوی تبار،1379:  15).

به طور خلاصه مشارکت مردم عبارت است از فرایند و حق اساسی که در طی آن مردم عاقلانه و با آگاهی، اراده و رغبت در زمینه امری خاص با قبول گوشه ای از مسولییت آن به طور گروهی سعی در ارضای نیازهای روحی و روانی فردی و گروهی خود در همیاری جهت رسیدن به اهداف پیش تعیین شده بر اساس نیازهای واقعی اولویت بندی شده با در نظر گرفتن امکانات و محدودیت ها جهت یافتن هویت فردی و جمعی در جامعه می باشد(فنی/صادقی،1388: 61).

تأثیر فرهنگ مشارکت در توسعه پایدار شهری

توسعه پایدار بخشی از مطالعات توسعه است که با علوم اقتصادی، سیاسی و جامعه شناسی ارتباط دارد. در مباحث تئوری و عملی باید سیاست های اقتصادی، توسعه پایدار از جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی مورد تلفیق و توازن قرار گیرد. مفهوم توسعه پایدار شهری به عنوان مهمترین مرکز اسکان بشر و جایی که بیشترین تهدید برای نابودی منابع می باشد، بیش از هر چیز مورد توجه بوده است، چنانکه پایداری در شهر، با روند های مسلطی که در توسعه شهرها مشاهده می شود، سازگار نیست. شهر در حیات مدنی از سه رکن اصلی شهر و کالبد شهر و مدیریت شهری تشکیل می شود. شهروند و مدیریت شهری ماهیت فاعلی دارند و کالبد شهر ماهیتی انفعالی. انسان بنا به مدنی الطبع بودن میل به شهروندی دارد و نیازمند حیات مدنی است و مدیریت شهری مکلف به ساماندهی و مدیریت کالبد شهر است (پاپلی یزدی وهمکار ۱۳۷۸: ۲1

آموزش صحیح شهروندان و ارتقاء سطح فرهنگ شهروندی آنان می تواند زمینه ساز ایجاد شهری پایدار برای آیندگان باشد. از سوی دیگر بهره گیری از مشارکت شهروندان در این فرآیند نیز می تواند نقش به سزایی ایفا نماید. به طوری که در سازمان دادن هر فعالیت شهری بدون مشارکت مردم در هر جای دنیا به شکست منجر می شود. روشن است که طرح های توسعه شهری باید تطابق لازم را با نیازهای جامعه داشته و بازتاب آنها باشد. زیرا مردمی که سالیان دراز در یک شهر زندگی کرده و می کنند بهتر از هر کس دیگری نیازهای جامعه خود را شناخته و تشخیص می دهند.

مدیریت مشارکتی

وضعیتی که در آن دو یا چند عامل اجتماعی از طریق مذاکره یا تعریف و تقسیم عادلانه وظایف و حقوق مدیریتی یک عرصه، حوزه و یا مجموعه ای از منابع طبیعی اقدام کنندگان (کاظمیان،1383:32). در مدیریت مشارکتی مفهوم فرایند مشارکت را می توان به صورت فرایند نیرومندسازی نیز عنوان کرد. در این مفهوم مشارکت به سه ارزش بنیادی تاکید می شود:

الف) سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار

ب) شرکت دادن مردم در نظارت بر سرنوشت خویش

ج) گشودن فرصت های پیشرفت به روی مردم طبقات زیرین جامعه.

مشارکت موثر زمانی به وقوع می پیوندد که اعضای گروه فرصت کافی برای مورد پرسش قرار دادن دستور کار و بیان اولویت هایشان در مورد نتایج نهایی در هنگام تصمیم گیری، داشته باشند. مشارکت می تواند به طور مستقیم یا از طریق نمایندگان مشروع محقق شود.

مزایای مشارکت مردم

مزایای مشارکت مردم در یک شهر عبارت است از

افزایش سطح آگاهی عمومی جامعه و مردم از طریق مشارکت نسبت به میزان مسولیت و حقوق خود به عنوان عاملان فعال طرح ها

سهیم شدن در قدرت مدیریتی که از طریق تهیه طرح ها و برنامه های توسعه انجام می گیرد.

ایجاد حس مسولیت اجتماعی و تعلق یه جامعه که باعث درگیر شدن فعالانه مردم در مشارکت و اجرای طرح ها می شود.

بهبود و کیفیتت طرح ها یا اتخاذ تصمیمات درست تر و منطقی تر، تدوین اهداف و اولویت افزایش شناخت برنامه ریزان نسبت به شهر، برقراری ارتباط بین مردم و طرح، کاهش هزینه و زمان اجرای طرح ها و گسترش منابع مالی طرح
رویکردها به مشارکت شهروندی
در دهه های اخیر متفکرین و صاحب نظران حوزه اجتماعی مشارکت شهروندی را با سه رویکرد مورد بررسی قرار داده اند:

درنگاه نخست مشارکت به عنوان رکنی از حیات اجتماعی و بخش مهمی از هویت جامعه انسانی مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است که طبیغتا این نگاه عمیق ترین، موجه ترین و والاترین رویکرد به مشارکت را نشان می دهدو این نگاه مشارکت را در مقام هدف و شیوه مطلوب زندگی اجتماعی می داند و آن را یکی از شاخصه های اجتماعی توسعه یافتگی جوامع می شناسد.

در نگاه دوم، به مشارکت در رابطه با توسعه و دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره نگریسته می شود. در اینجا شاهد حضور رویگردی ابزاری هستیم که شهروندان و طرح دیدگاه ها و خواسته هایشان، توسعه و کارآمدی مردمی تر و به نیازهای واقعی افراد نزدیک تر می گردد و در نتیجه می تواند از تمام توانمندی ها و منابع فردی و جمعی جامعه استفاده کند. بدین ترتیب بسیج شهروندان م نابع جامعه در جهت توسعه ایجاد می شود.

در نگاه سوم که رویکرد فردی به مشارکت است، به خصوصیات افراد مشارکت کننده تاکید و توجه می شود. انگیزه ها، علایق، هزینه ها و پاداش ها، رفتارهای شهروندان و عوامل زمینه ساز آن ها مورد مطالعه قرار می گسرد. دلایل تمایل به مشارکت و بی میلی دیگران به آن بررسی و ریشه یابی می شود تا راه های تقویت مشارکت هموارتر شود.

در دو رویکرد نخست، شاهد سطح تحلیلی کلان از موضوع هستیم که با جامعه به عنوان یک کل سرو کار دارند. در این دو نگاه مشارکت و تفاوت های آن در جوامع گوناگون، در دوره های تاریخی مختلف، اشکال مختلف مشارکت و عوامل موثر بر آن در جامعه ها مورد عنایت است. در حالی که رویکرد سوم، تحلیل  در سطح فردی و خرد است و شهروندان و رفتار آن ها مدنظر قرار می گیرد. بایستی به این نکته توجه نمود که رویکردها مکمل یکدیگرند و نمی توان یکی را به نفع دیگری حذف کرد. یعنی باید اصل مشارکت شهروندان و ایجاد جامعه مشارکتی هدف نهایی و راهبردی جامعه باشد.

در دیدگاه جامعه شناختی مشارکت، بر فرایند اجتماعی اقتصادی، نهادهای خانوادگی و نظام تعلیم و تریست تاکید می شود. این دیدگاه فزاینده های ساختاری و اجتماعی نظیر شهر نشینی، گسترش وسایل ارتباط جمعی، ساخت قدرت، پویایی گروهی، سطح آموزش و منزلت اجتماعی را بر مشارکت موثر می داند.( دانشپور، 62:1388)

در دیدگاه روان شناختی مشارکت، بر عوامل روانی و درونی تاکید می شود. از نظر متخصصان این حوزه، ساخت انگیزشی افراد تعیین کننده رفتار مشارکتی آنان است. در داین  دیدگاه بر عوامل انگیزه و ویژگی شخصی به عنوان عوامل تعیین کننده نگرش های فردی در مبادرت به فعالیت های اجتماعی شناخته می شودو در دیدگاه قدرت و مدیریت مداری بر شناخت مسایل شهری و فهم مشکلات در قالب برنامه ریزی سازمانی تاکید شده است.نقش مدیریت در توزیع منابع، سبب انطباق و سازش افراد با محیط می شود. هرچند اندازه سازمان، تراکم و ناهمگونی آن بیشتر باشد، بی تحرکی، بی سازمانی و بی هنجاری در آن گسترش می یابد(نجاتی حسینی،1381: 20).

در نظریه نیاز سنجی، بر نیازهای خاص شهروندان اشاره شده که با روش های مناسب به آن پاسخ داده می شود. یکی از این شیوه ها، مشارکت در فرایندهای شهری است. دانیل لرنر به ارتباط پدیده های شهرنشینی، سواد، رسانه ها، مشارکت و نوسازی پرداخته است. از نظر او، سه عامل اول در ارتباط متقابل با یکدیگرند و مشارکت در آن ها به معنای مشارکت سیستم کلی جامعه است. (محسنی تبریزی،1373: 72).

وحدتیه مطالعه موردی
با توجه به مطالبی که به طور تئوری و نظری در بالا به صورت مبسوط به آن اشاره شد برای توسعه و پیشرفت شهری راهی به جز مجهز کردن خود به عناصری چون مشارکت ، مدیریت و برنامه ریزی نداریم. در شهر کوچکی مانند وحدتیه بوشهر با جمعیتی حدودا 20 هزار نفره با دارا بودن ظرفیت های کشاورزی، اقتصادی ، صنعتی نفت و گاز، به نظر می رسد برای پیشبرد مشارکت شهروندان در توسعه باید متغییرهای همچون سطح سواد شهروندان، سطح شهرنسینی ، میزان علاقه مندی شهروندان به مشارکت در امر توسعه شهری مورد بررسی دقیق قرار گیرد.

 وجود نهادهای مردم نهاد با مشارکت فعال جامعه نخبه و دانشگاهی در توسعه فرهنگ مشارکتی برای شهروندان نقش بسیار مهمی دارد. تمرکز زدایی از مرکز استان و همکاری و تعامل دستگاههای اجرایی با نهاده های مردمی در زمینه فعالیت های شهروندی در توسعه و پیشرفت شهر بسیار مهم است. البته به نظر می رسد کمبود نهادهای مردم نهاد در شهر وحدتیه یک خلاء اساسی محسوب می شود، کمبودی که در تعامل شهروندان با دستگاههای اجرایی و توسعه شهری خود را نشان داده است. عدم وجود فرهنگ  مشارکتی شهروندان وحدتیه  و به دنبال آن عدم توسعه سطح سواد شهری و عدم گسترش توسعه علاقمندی به مشارکت فعال در امر توسعه شهری یکی از مهمترین عواملی است که باعث شده این روزها  ما شاهد  روند توسعه در وحدتیه انچنان که باید نباشیم.

البته اگر برای پتانسیل های بالقوه شهر وحدتیه مانند ظرفیت های گاز و نفت، سطح سواد شهری، و قابلیت صادراتی نخیلات این شهر برنامه ریزی دقیق و منسجم  همراه با نگاه بلند مدت مشارکت فعال شهروندی در قالب چشم اندازاز 5 ساله و حتی 10 ساله طراحی و در نظر گرفته شود  عملا ما شاهد شهری توسعه یافته تر  با حضور موثر مردم خواهیم بود.  در این میان نفش نخبگان علمی و دانشگاهی شهر وحدتیه در تشکیل نهادهای مردمی و تعیین خط مشی های آن بسیار مهم است. نخبگانی که  به جهت تخصص و زمینه های کاری خود در توسعه فرهنگ مشارکت شهروندی و آموزش وآشنایی شهروندان با فلسفه نهادهای مردمی و وظایف این نهادها می توانند نقش راهبردی داشته باشند.

نتیجه گیری:
رویکردهای نوینی چون توسعه پایدار شهری را در برنامه ریزی شهری می توان تاکیدی دانست بر کار بست رویکردهای نوین به انسان، معماری و شهر، که اصالت هایی همچون اجتماع در مقابل فرد، اخلاق در مقابل منافع و کیفیت در مقابل کمیت از اصول مشترک آن به حساب می آیند. بر این اساس اندیشه در برابر الگوهای توسعه شهری مستلزم تقید توسعه در یک محدوده کالبدی به نام شهر است که جنبه ای از فرایند توسعه را در بر می گیرد که با التفات بر متغییرهای مرتبط با زندگش شهری شکل می گیرد. عموم دیدگاه های ناظر بر توسعه پایدار شهری، بر توسعه فیزیکی و کالبدی شه تاکید دارند، این در حالی است که وجوه فرهنگی و اجتماعی توسعه شهری تا حدودی ناشناخته مانده است و این در حالی است که فرایندهای اجتماعی و پویش ها و دگرگونی های شهر در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، فرهنگی تاثیر بسزایی در شکل گیری فرم فضایی و کالبدی شهر دارند.

تجربه کشورهای مختلف جهان در طرح های توسعه شهری نشان می دهد موفقیت طرح ها در بسیاری موارد از قدرت خارج بوده و در گرو مشارکت مردم و نهادهای محلی است. تنها با جلب اعتماد عمومی، تشویق مردم در مراحل مختلف طرح و استفاده از مشاوره عمومی می توان به موفقیت های مطلوب دست یافت که عملا شهر وحدتیه نیز از این امر مستثنی نبوده است و با مشارکت مدنی مردم در قالب شورای شهر و نهادهای مردم نهاد بدون شک تحرک و شادابی بیشتری را در این شهر خواهیم دید.

منابع
پاپلی یزدی، محمد حسینو دیگران"نظریه های شهر و پیرامون" انتشارات سمت، تهران 1382
دانشپور، عبدالهادی و دیگران" بررسی نقش مشارکت شهروندان در اجرای طرح های نوسازی بافت فرسوده، فصلنامه پژوهش مدیریت شهری، سال اول، شماره دوم، تهران 1388
علوی تبار ، علیرضا "مشارکت در اداره امور شهرها: بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها( تجارت جهانی و ایران)، جلد سوم. سازمان شهرداری های کل کشور، تهران1379
فنی، زهره و صادقی، یدالله ."تواتمند سازی حاشیه نشینان در فرایند بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهری مطالعه موردی: اسلام اباد منظقه 2 شهرداری تهران. چاپ نشریه آمایش محیط، دانشگاه ازاد واحد ملایر، زمستان 88 ، شماره 7
کاضمیان، غلامرضا" درآمدی بر الگوی حکمروایی شهری" فصلنامه جستارهای شهری 1383
نجاتی حسینی، سید محمود" برنامه ریزی و مدیریت شهری( مسایل نظری و چالش های تجربی)"دفتر مطالعات و پژوهش های شهری و منطقه ای، سال اول، شماره دوم،  تهران1381
برچسب ها: ایرج مزارعی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: